بهار

 

فردا عیده من هنوز در بستر بیماری هستم البته خیلی بهتر شدم اما این روزای آخر حسابی سرما خوردم ونتونستم کار زیادی انجام بدم و امروز که 29 اسفند 1386 هستش و کم کم داریم به سال جدید نزدیک میشیم

 

 و من از همین جا پیشاپیش سال نو رو به تمامی دوستانم تبریک عرض میکنم امیدوارم که سال خوب و پر برکتی برای همه باشه همراه با موفقیت وشادی و سلامتی . عذر منو پذیرا باشید که نتونستن تک تک بهتون سر بزنم.

 

این روزای آخر همه به نوعی در تکاپو  و تلاشن و خودشونو برای ورود به سال جدید آماده میکنن .

لباسهای نو ، خانه تمیز، وآماده کردن سفره هفت سین و مراسمات مخصوص سال نو آخ که چه کیفی داره من یاد دوران بچگیهام میافتم و تمام خاطراتم جلوی چشمانم رژه میرن چه روزای خوبی بودن افسوس چه زود تمام شدن و بزرگ شدیم و فقط خاطرات خوش ان زمان باقی مونده .

بوی نزدیک شدن بهار رو میشه از الان استشمام کرد که پاورچین پاورچین داره از راه میرسه من هم مثل همیشه منتظر بهارم و با امید به فردایی روشن پا به سال جدید میزارم چون این امید هستش که منو همیشه سراپا نگه داشته .

یادمون نره خانه دلهامون را هم خانه تکانی کنیم  وبزاریم نور و روشنایی به دلهامون نفوذ کنه .

 

بهار میتونه یه اسم باشه یه اسم زیبا

 

یه دوست خوبم بنام بهار عازم سفر زیارتی هستش امیدوارم به سلامت بره و برگرده و منو از دعای خیرش بی نصیب نزاره.

 

 خداوند نگهدار همگی شما عزیزان و دوستان باشه.

 

 

روزهای بسیار شاد و پر برکتی رو براتون آرزومندم.همرابا عشق و دوستی پروردگار

 

                    

 

 

                      سال نو مبارک

 

 

                


 

نوشته شده توسط ناناز در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 ساعت 17:15 موضوع | لینک ثابت