تبليغاتX
حرفهای دل پرستو
 

محرم

 

 

 

 

 

محرم ماه خون ماه شهادت از راه رسیده در کوچه پس کوچه ها

 صدای نغمه پرندگان حزن انگیز است چرا ما نرویم

وقت میهمانی گلهاست چرا ما نرویم

در چمن ول وله در راه است چرا ما نرویم

پشت این راه پر از پیچ و خم چشمه ای جوشان است چرا ما نرویم

دعوت از جانب مولاست چرا ما نرویم

 

 یا ابوالفضل

abalfazl_abbas_moharam

 

 

 

 

ماه محرم آغاز شده خیابانها گرچه از برف زمستانی پوشیده شده دل عشاق از غم مولا سیاه پوش شده .گرچه زمستان است و هوا سرد شده اما دلهای عاشق از یاد مولا گرم شده. همه جا خیمه ها بر پا شده ، نذر و نیازها آغاز شده ، این بنده رو سیاه گنهکار منتظر بخشش مولا شده، پرستوی خسته سالهاست منتظر نیم نگاهی از جانب مولا شده

 

                   

 

 

گل نشکفته پرپر

گلی روئیده در , این دشت سوزان

به این گل کم بتاب خورشید تابان

 

بر این گل از دو چشمان تر من

گل اشک است که می روید بدامن

 

ز اشک دیده آبش می دهم من

پناه از آفتابش می دهم من

 

چرا خیره شده بر آسمان گل

نمی خندد بروی باغبان گل

 

به گلزارم بجز این گل نمانده

بسویش مرگ پیک خویش رانده

 

وزیده سوی او طوفان ماتم

بناله از غمش ذرات عالم

 

ز مادر صد تمنا شیر دارد

کجا این گل تحمل تیر دارد

 

امان از این خزان و باد صرصر

دریغ از این گل نشکفته پرپر

 

به آغوشم علی بی تاب آب است

به دور از این چشم این ششماهه خواب است

 

سخن از آب با این گل مگویید

گلابی دیگر از این گل مجویید

         

 

moharam_hosein

 

 


 

نوشته شده توسط ناناز در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 ساعت 10:7 موضوع | لینک ثابت


برای تو مینویسم تویی که حرفهات تسلی خاطرمه

 

بعد از مدتها آومدم وبلاگمو اپ کنم. تصمیم داشتم انقدر نت نیام تا بتونم شاد بنویسم ولی اومدم . گویا روزگار بهم اجازه نمیده و خوشیهای پرستو چند روز بیشتر طول نمیکشه و طعم شیرین شادی فقط مدت کوتاهی مهمون خونه دلشه اما باز هم راضی به رضایشم. عزیز ترین دوستم به خاطر تو اومدم که همیشه بهم میگی توکل به خدا داشته باش و خودش گره گشاست عزیز دل پرستو تویی که مدت کمی در کنارم بودی اما گویی سالهاست میشناسمت ،وجودت برام ارزش زیادی داره با تو هستم با تویی که حرفهات دل گرمی دل پرستو ی غمگینه روزگار بازی های زیادی داره که پیش بینی نمیشه کرد گویی در بیابانی اسیرم که راهی به هیچ شهرو آبادی نیست گاهی حس میکنم خدا هم فراموشم کرده حتی از گوشه چشمهاشم منو نگاه نمیکنه اما همچنان براش مینویسم تا روزی جوابمو بده ،میدونم اون کسی رو فراموش نمیکنه اما نمیدونم چرا بیشتر اوقات فکرم بیراهه میره شاید این دل بیچاره دوست داره که باهاش هم صحبت بشه اما صد افسوس که .............................................

فرشته زمینی من با تو هستم سعی میکنم از توانایهام  استفاده کنم . در هر شرایطی خودمو سر پا نگه دارم تا غم نتونه پیروز بشه حالا میفهمی که مروارید های چشم پرستو برای چی بوده هیچ گاه دلم نیومد بهت چیزی بگم چون میدونستم جز دلواپسی و نگرانی چیز دیگه ای  نیست بهترین و شادترین روزهای زندگیم همون مدتی بود که در کنارت بودم صبح تا غروب ،اون روزا دیگه هیچ وقت بر نمیگرده ولی تا ابد در یادم خواهد بود همیشه فکر میکردم پیش خودت فکر کنی پرستو چقدر کم تحمله که اشکانش زود جاری میشن اما کلام زیبات مثل همیشه تسلی خاطرم شد ه و با مهربانی پاسخم دادی مهربانم برای همه روزهای خوشی که در کنارت بودم برای تمامی مهربانیهات ممنونممممممممممممممم تو هم پرستو رو برای تمامی کاستیهاش ببخششششششششششش

میدونم میفهمی چی میگممممممم

پرستو رو ببخش نمیتونه مثل تو زیبا بنویسه با شعر حرفهای دلشو بیان کنه اما خوشحالم که در کنارمی و حرفهامو میفهمی و با مهربانی پاسخم میدی با تمام وجود برات آرزوی شادی و موفقیت  دارم.


 

نوشته شده توسط ناناز در دوشنبه هفدهم دی 1386 ساعت 20:10 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting